پارت بیست و یک :


پشت سر کریم راه می‌افتم تا پیش الیاس برگردم، تماسش تمام شده و در حالی‌که موبایل را به جیبش برمی‌گرداند در آستانه‌ی در به سمتم می‌چرخد.
_ تو نمی‌خوای این سر و وضعت رو درست کنی؟

جامی‌خورم و در حالی‌که یک‌قدم به عقب برمی‌دارم اخم می‌کنم.
_ عادته دیگه، بعدشم مگه الان غریبه اینجاست؟

نگاهش جوری جدی و طلبکارانه است که انگار زن عقدی او هستم و خبر ندارم.
_ مگه ندیØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت دیروز تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت آتیه در رمان پناهگاه نا امن آتیه
تصویر شخصیت کریم در رمان پناهگاه نا امن کریم
تصویر شخصیت منیژه در رمان پناهگاه نا امن منیژه
تصویر شخصیت زرین در رمان پناهگاه نا امن زرین
تصویر شخصیت حسام در رمان پناهگاه نا امن حسام
آخرین نظرات ارسال شده
  • سالی

    0

    کریم نمی خوابه جایی سردش شه این محبتاشم به جای خوبی ختم نمیشه

    ۱۲ ساعت پیش
  • اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان

    ممنون از نظرت❤️

    ۵۷ دقیقه پیش
  • میم

    1

    واقعا چه فکری کرده که وارد این رابطه می خواد بشه،هنوز جواب مثبت نداده بخاطر یه دکتر آوردن می خواد خلوت کنه،جواب بده دیگه چه غلطی می کنه مردک لاشخور 😠🥺

    ۲۱ ساعت پیش
  • اکرم رشیدی (آناهیل) | نویسنده رمان

    ممنون که همراهی❤️❤️

    ۵۷ دقیقه پیش
  • نیلا

    0

    وای مرتیکه چقدر پررو و هوسبازه چرا آتیه قبول کرد به این نزدیک شه🤦 ♀️

    ۱۲ ساعت پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️